تاکه برداشت لبش از لب من توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم...![]()
وقتی از مادر متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود به اوگفتم :کیستی ؟
گفت :غم![]()
احساس پشیمانی می کنم که تو را بوسیدم
خط به خط می نویسم که پشیمان شده ام
که تو را در آغوش گرفتم
دیگر نپرس چرا
فقط بدان که من پشیمان شده ام
لبانت را بوسه می زنم
دستهایت را لمس می کنم
تا به آرامش قلب پاکت برسم
چون تو برای من طراوت بارانی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ترا دوست دارم
تراچون بهاران
چو ذرات باران
ترا چون ستاره
چونان ابر پاره
چو امواج دریا
چو مستی به رویا
چومینای پرمی
ترادوست دارم
توهستی جوانی
تویی زندگانی
تویی چون دل دین
توین جان شیرین
تویی هم چو ایمان
مقدس چو پیمان
تویی پاک وروشن
تویی مهربان جان من
چه خواهی زمن
که من بعد خالق
ترا دوست دارم
ترا دوست دارم
امشب غريبانه در خلوت سراي تنهايي به دنبال پيك غم ميگردم، غافل از اينكه دلم پيك غم است،
امشب از هر نسيمي كه از جانب يار ميوزد خبر از دلتنگي او ميخواهم غافل از اينكه خودم دلتنگم،
امشب از آسمان سراغ ستارگان روشن را ميگيرم، غافل ازاينكه تمام وجودم مملو از ستارگان است .
امشب وجودم سراغ صخره های دل شکسته را می گیرد غافل از اینکه خود دلی شکسته دارد ..
مي داني فاصله بين انگشت هایت براي چيست؟
در نبودنت ثانیه ها نمی گذرند ... قلبم امیدی به تپیدن ندارد ... نفسم سنگین شده است ...!
زنده گی ام به انتظاری ابدی مبدل شده است!!!
بی تو حتی واژه ای برای نوشتن ندارم...... دست هایم یاری ام نمی کنند...... گوش هایم بهانه صدایت را می گیرند...... اشک هایم امانم را بریده اند......
دلم هوای با تو بودن دارد...!!!!
غم نبودنت آنقدر عظیم است که در بیان نمی گنجد.... پس خاموش می شوم و در انتظار آمدنت، به عکست خیره می مانم.....!
دل بهانه ی تو را می گیرد
دیدنت را میخواهم و بودنت را
چه کنم با این دل شکسته ی بیقرار که خواب و قرار از من گرفته
آخ که چه سخت است دلتنگی وندیدن ، دوست داشتن و بهم نرسیدن !
نازنینم !
بگو چه کنم
بگو از کدامین افق طلوع خواهی کرد
بگو با کدامین سحر خواهی آمد بگو.....
بگو چه کنم دردهای این دل بیقرارم را .......
موهات کوتاه باشه يا بلند باز من دوست دارم
چه چاق باشی چه لاغر من دوستت دارم
ميخوای اذيتم کنی؟؟؟ هرچقدر که می خوای اذيتم کن ولی من باز دوست دارم
وقتی با برق چشات چشامو ادب می کنی اين چشمای من می خوان بگن دوست دارم .
وقتی که دستم رو می گيريو نوازش می کنی تو دلم داد می زنم هزار دفعه دوست دارم
وقتی که نگاهم به نيم رخ صورتت ميفته اين لبام می خوان در گوشت بگن دوست دارم
اگه منو دوست داری فقط کافيه يه بار در گوشم بگی دوست دارم..................
نازنینم منو به خاطر همه چی ببخش و بدون من همیشه ........
و بدون توی یه گوشه از این شهر دله یه نفر فقط برای تو میزنه
و با هر ضربانش عشقه تو بیشتر توش رسوخ میکنه...فقط بگم
گاه گاهی یادم باش و مرا از یاد مبر....فدایت :خاک پایت:قلب سرد
صنم![]()
![]()
نازنینم ..................................................
نازنینم گوش کن من برای پنهان کردن تو صادقانه به همه دروغ میگویم
و در زیباترین لحظه سال تحویل میشود.شوق چشمانم را کور میکند ![]()
من روی صفحات دفترم بدون فاصله نام تو را مینویسم و هر روز شعرهایم را ![]()
به صندوق دلتنگی ام پست میکنم.خوب میدانم تا وقتی سرم به آسمان ![]()
و نگاهم به زمین است از تو جز یه نگاه کهنه و غریب چیزی دیگر ندارمن عزیز
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستان عزیز نظر یاد تا نره
دوستتدارم..................
این جمله ای بودکه بارها از زبانش شنیده ام جمله ای که احساسات مرا بازیچه قرار داد. جمله ای که مدتها با روح واحساس من جنگیدو اکنون جز یک کوه غم واندوه که بر قلب افسرده ام سنگینی می کند هیچ چیزی باقی نمانده است. غم...رنج...حسرت...ناکامی اینها هستند باقیمانده این جمله زیبا جمله ای که هرگز آنرا به درستی بزبان نراندند... جمله ای که هر بار بر زبانرانده میشود وجودی را متلاشی می سازد من یکی از قربانیان این جمله ام ترادوست دارم
سازنده ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن پرمعني ترين كلمه " ما " است ... آن را به كار ببر عميق ترين كلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه. بي رحم ترين كلمه "تنفر " است ... از بين ببرش. سركش ترين كلمه" تنفر" است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه ترين كلمه " من " است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه " خشم" است... آن را فرو ببر![]()
![]()
![]()
![]()
اگر می خوای صد سال زندگی کنی
من می خوام يک روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی توانم بدون تو زنده باشم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در خواب ناز بودم شبي... .ديدم كسي در ميزند... در را گشودم روي او... ديدم غم است در ميزند.... اي دوستان بي وفا... از غم بياموزيد وفا.... غم با همه بيگانگي.... هر شب به من سر ميزند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.
يكي از خدا مي پرسه چرا هر گلي كه زيباست ناز داره ؟
خدا ميگه اين طور نيست يک گل زيبا هست كه ناز نداره ، ولي بهتر است صداش نكني چون که اس ام اس مي خوانه
اي عشق
اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم .. چون مزرعه تشنه به باران برسيم .. يا من به يار برسم يا يار به من.. يا هر دو بميريم و به پايان برسيم
![]()
![]()
![]()
![]()
مرگ
مرگ داشت با زندگي درد و دل مي کرد بهش گفت: تو چرا برا ي همه دوست داشتني هستي و همه دوست دارن با تو باشن و من برا ي هيچ کسي ارزش ندارم زندگي بهش گفت: چون تو يک حقيقتي و من يک دروغ .![]()
سوختن وساختن... . ..........................
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
****************************
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
*****************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
*****************************
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چو*احسان پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
****************************
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
*****************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
*****************************
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چو*احسان پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
