الهی من نمی دانم
الــهی من نمی دانم بــه علم خــــود تـــو میدانی
کس شــد گـدا کس شد ابتر کس شد پادشاه یک کشور
کس برابر به خــــاکستر کسی را تاج سلطانی
الهی من نمی دانم بــــه علم خود تو میدانی
کس صالح کس شد گمراه کس شد مجنون سوی سحرا
رونـــــ با منزل لیلا به یک عالم پریشانی
الهی من نمی دانم به علــــم خود تو میدانی
یکی بیدل یکی بادل یکی دچار صد مشکل
یکـــی پاییبند آب وگل دگر مفتون بسمانی
الهی من نمی دانم به علم خود تو میدانی